رازداری
رازداری
هرکه رازش نهفته میدارد
دستِ خود را نبسته میدارد
گر که رازِ نهفته گردد فاش
ضربه بیند ز مردمِ قَلّاش
راز، چون خون، درونِ هر رگِ توست
دَم به دَم، گردش اش، حیاتی نوست
خون چو بیرون رود ز رگ، بیشک
جانِ انسان ز تن شود مُنفَک
سرودهی محمد امین امیدی در 23 تیر 1405. برگرفته از حکمت 162 نهجالبلاغه و شرح آیت الله مکارم شیرازی بر آن.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۵ ساعت 22:46 توسط محمد امین امیدی
|